مهاجرت، کابوس دردناک واقعی

هر باری که بخواهم در مورد مهاجر و مهاجرت حرف بزنم، غصه سنگینی مرا فرا میگیرد و بغض نفس گیری راه گلویم را سد

میکند.

یاد من از ملیون ها انسانی میاید که به دلایل مختلف وادار به ترک خانه و کاشانه شان شده و از خانواده ها، اقارب، همسایه ها،

دوستان و هم وطنان شان را که عمری با آنها زندگی کردند، با آنها بزرگ شدند، با آنها مکتب رفتند و با هم کار کردند، به سختی جدا

شده و به سوی سرنوشت نا معلوم و تاریک، رهسپار میشوند.

Foto: Runa Richter

اتفاقا همین امروز آخرین آمار مهاجرت را از اداره مهاجرت سازمان ملل متحد شنیدم که حاکی از این است که امسال تعداد بیجا

شدگان داخلی و مهاجرین به کشور های خارجی به طرز بی سابقه ای افزایش یافته و به هشتاد ملیون نفر در سطح جهان رسیده است.

حتی تصور این که هشتاد ملیون انسان مجبور شده اند که محل زندگی شان را به دلایل مختلف ترک کنند و آواره و سرگردان شهرهای دیگر و کشور های دیگر شوند، هم کار ساده ای نیست.

مشکلات گوناگون فرا راه هجرت تا رسیدن آدم های خانه به دوش به یک جای نسبتا مطمئن که شامل انواع مصیبت ها از زندان تا

مرگ، از خشونت های متفاوت تا تجاوز های جنسی، از رد مرز شدن ها تا غرق شدن در آب ها، از یک طرف و تفاوت های

فرهنگی کشور های مبدا و مقصد، مشکلات آموزش زبان و آموزش های تخصصی، کار، بحران هویت، به ویژه در کودکان از

جانب دیگر، همواره زندگی مهاجران و پناهجویان را مورد تهدید قرار میدهد .

این که اکثر کشور ها هم برای مهاجرین حقوق لازم را قائل نیستند، و پناهجویان در آنجا امنیت جانی، اقتصادي و اجتماعی ندارند،

خودش یک فاجعه دیگری است که بحث آن اینجا نمیگنجد.

درد آور ت رین قسمت بحران مهاجرت این است که امروزه در جهان ما، متاسفانه دلایل و عوامل مهاجرت بجای اینکه طبیعی مانند

قحطی، زلزله، سیل، بیماری و امثال آن باشند، بیشتر عوامل انسانی است که بر میگردد به خود خواهی ها و زیاده طلبی های خود

بشر که برای دست یافتن به امیال خود، در هر گوشه و کنار جهان، جنگ ها و خشونت های سیاسی اقتصادی یی را بوجود میاورند،

هزار ها انسان را به خاک و خون میکشانند، خانه ها، روستا ها، شهر ها را ویران میکنند و شیرازه هستی تعداد زیادی از همنوعانش

را به آتش میکشند و در ن تیجه هجرت ملیونی آدم ها را ایجاد میکنند.

به امید روزی که آدم ها به آنچه دارند قانع شوند و برای زیاده خواهی های شان، جنگی نباشد و دنیای ما بدون مهاجرین اجباری باشد

که همه در کنار هم و با مهربانی زندگی کنند. من همیشه به این باور هستم انسانیت مرز ندارد. بیا یم دست به دست هم بدهیم برای

همدیگر خود یک راهنمای خوب باشیم .

Foto: Aufstehen gegen Rassismus Chemnitz

1 Comment

  • احساس تان قابل قدر و ستایش است ای کاش درین دنیا هیچ مرزی نمیبود تا هیچکس مهاجر گفته نمی شد همه یک وطن میداشتم که آن هم تمام کره زمین میبود به هر صورت عالی نویشتی همیشه قلمت مر رنگ و صدایت سرا باشد تا دردی از درد های دردمندان را دوا باشی .

دیدگاهتان را بنویسید